پند بهلول

 

روزی بهلول بر هارون الرشید وارد شد

 

هارون گفت:مرا پندی بده

 

بهلول پرسید:اگر در بیابانی بی آب و علف تشنگی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی,در مقابل جرعه ای آب چه میدهی؟

 

گفت:صد دینار طلا

 

پرسید:اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟

 

گفت:نصف پادشاهی ام را

 

بهلول گفت:حال اگر به مرض حبس البول مبتلا گردی و رفع آن تنوانی چه میدهی که آن را علاج کنند؟

 

گفت:نیم دیگر سلطنتم را

 

بهلول گفت:پس ای خلیفه,این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی.

/ 3 نظر / 68 بازدید
کنکوری

جالب بود [لبخند]

محدثه

رسیییییم